الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
259
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
آن گاه فرمود كه : « اى عبدالكريم ، بيشتر روشنت كنم ، آيا اگر با تو تعدادى كيسهء جواهر باشد ، و كسى به تو بگويد كه : آيا در كيسه دينار هست ؟ و تو بودن دينار را در كيسه انكار كنى ، و آن شخص به تو بگويد كه دينار را براى من توصيف كن ، و تو آن را نشناسى ، آيا مىتوانى بودن دينار را در كيسه انكار كنى و حال آن كه نمىدانى ؟ » . ابن ابى العوجاء گفت كه : نه . امام صادق عليه السلام فرمود كه : « پس عالم ، بزرگتر و طولانىتر و پهنتر از كيسه است ، پس چه بسا كه در عالم ، ساخته شدهاى باشد ؛ از آنجايى كه تو صفت ساخته شده را از غير ساخته شده ، نمىشناسى » . عبدالكريم ، ماند و بعضى از دوستانش به دعوت به اسلام جواب دادند و بعضى ديگر با او باقى ماندند . ابن ابى العوجاء در روز سيم آمد ، و عرض كرد كه : من سؤال را بر مىگردانم . پس امام صادق عليه السلام به او گفت كه : « هر چه مىخواهى بپرس » . ابن ابى العوجاء گفت : دليل حدوث اجسام چيست ؟ امام صادق عليه السلام فرمود كه : « من چيزى را از كوچك و بزرگ ، نيافتم ، مگر اينكه وقتى مانند آن را به آن ضميمه مىكنند ، بزرگتر مىشود ، و در آن از ميان رفتنى و انتقالى از حالت اول آن هست . و اگر آن چيز قديم بود ، نه از بين مىرفت و نه متحول مىشد ؛ زيرا آن چيزى كه از ميان مىرود و متحول مىشود ، جايز است كه به وجود آيد و باطل شود و از ميان برود . پس با به وجود آمدن آن بعد از عدم ، داخل در حدث مىشود و از اين كه در ازل بوده ، داخل در قديم مىشود و صفت ازل و عدم ، و حدوث و قِدم هرگز در يك چيز با هم جمع نمىشوند » . عبدالكريم گفت كه : اين گونه فرض كن كه - / همان گونه گفتى - / دانستى كه در دو حالت و دو زمان ، بنا بر آنچه استدلال كردى به حدوثش ، پس اگر اشيا به همان حالت كوچكى بمانند ، از كجا حدوث آنها را به دست مىآورى ؟ امام صادق عليه السلام فرمود كه : « هر آينه ما در بارهء عالم وضع شده حرف مىزنيم ، اگر آن را برداريم و عالم ديگرى را به جاى آن قرار دهيم ، هيچ چيزى دلالتش بر حدوث آن از برداشتن ما آن را و قرار دادن چيز ديگرى را به جاى آن ، بيشتر نيست . و ليكن من جواب مىدهم تو را از همام جهتى كه تو فرض كردى و ملزم كردى ما را ، و مىگوييم كه : اگر اشيا به همان حالت كوچكى باقى بمانند ، در و همچنين است كه هر گاه به آن همانند آن را ضميمه كنيم ، بزرگتر خواهد شد ، و در جواز تغير آن ، خارج شدن آن است از